تبادل دانسته ها بین دانشجویان مدیریت دانشگاه گیلان

خبرنامه چیست ؟

تاریخ:یکشنبه 31 مرداد 1389-03:39 ق.ظ

اکثر بازدیدکنندگان سایت‌ها، پس از اولین بازدید، مراجعه مجدد به سایت ندارند و یا آدرس و مشخصات سایت را فراموش می کنند. از سویی روند به روز رسانی سایت‌ها و وبلاگ‌ها ثابت نیست و کاربران از زمان به روز شدن اطلاع ندارند.
 سرویس خبرنامه  این امکان را  به مدیران سایت‌ها می دهد تا با دریافت آدرس ایمیل بازدیدکنندگان، اخبار و رویدادهای سایت خود را از طریق سیستم خبرنامه وبگذر برای کاربران ارسال کنند.

بروز شدن یعنی وقتی که کسی مطلب جدیدی میگذاره .

اگه خدای ناکرده استقبال کنین خلاصه مطالبم براتون میفرستم .

ولذا لطفا از این امکان جدید هم استفاده نمایید .

دیگه چی می خواین از جون من؟ ها!



نوع مطلب : پیرامون وبلاگ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

33 oمیش

تاریخ:یکشنبه 31 مرداد 1389-01:54 ق.ظ

سلام به همه. ببخشید یه مدتی سرم گرم بود(نمیدونم شایدم داغ بود) وقت نمیكردم بیام سری بزنم.  اولا باید از همه بچه هایی كه اسمه فیلمارو واسم گذاشتن تشكر كنم ثانیا واسه ابراز وجودم كه شده مثل همیشه یه چرت و پرتی واستون بذارم و شما هم واسه دل خوشیه منم هم كه شده لطفی كنید و یه نظركی واسم بذارید كه جا داره همینجا بابت اینكه دلمو خوش میكنید ازتون تشكر كنم. (تشكر) 
در ضمن دست امیر جونم درد نكنه كه وبلاگو اینقدر خوشگل كرده و نظر سنجی های مختلف وباحال گذاشته.
زیاد حرف زدم. برید مطلبو بخونید. البته مجبورتون نمیكنمااااااااااا. اگه دوست ندارید میتونید نخونیدش. 
ولی نه ; بخونید.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پژواک زندگی

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:جمعه 29 مرداد 1389-01:52 ق.ظ

مردی همراه با پسرش در جنگلی می‌رفتند. ناگهان پسر زمین خورد و درد شدیدی احساس کرد. او فریاد کشید آآآآآه. در حالی که تعجب کرده بود صدایی از کوه شنید آآآآه. با کنجکاوی فریاد زد «تو که هستی؟» اما تنها جوابی که شنید این بود «تو که هستی؟». این او را عصبانی کرد و داد زد «تو ترسویی» و صدا جواب داد «تو ترسویی». به پدرش نگاه کرد و پرسید «پدر، چه اتفاقی دارد می‌افتد ؟» پدر فریاد زد «من تو را تحسین می‌کنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسین می‌کنم» پدر فریاد کشید «تو شگفت انگیزی» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگیزی» پسرک متعجب بود اما هنوز نفهممیده بود چه خبر است. بعد پدر توضیح داد مردم این پدیده را پژواک می‌نامند. اما در حقیقت این زندگی است. زندگی هر چه را که بدهی به تو بر می‌گرداند! 
زندگی آیینه اعمال و کارهای توست.
اگر عشق بیشتری می‌خواهی عشق بیشتری بده. اگر مهربانی بیشتری می‌خواهی بیشتر مهربان باش. اگر می‌خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند صبر وادب داشته باش.
این قانون طبیعت در هر جنبه از زندگی ما اعمال می‌شود. زندگی هر چه که بدهی به تو بر می‌گرداند.
زندگی تو حاصل یک تصادف نیست بلکه آیینه‌ای است از کارهای خود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هدف از زندگی

تاریخ:پنجشنبه 28 مرداد 1389-04:19 ق.ظ

سلام بچه ها یه چیزی ذهن منو به خودش مشغول کرده تو هر کسی هم یه چیزه اونم هدف هر فرد از زندگیشه خوبه که بنویسین هدفتون چیه و به بقیه هم بگین که چیه اینطور شاید تو روند زندگیشون تغییر ایجاد کنین.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوشبختی تمام عیار است ...

تاریخ:چهارشنبه 27 مرداد 1389-11:21 ب.ظ

 

 

تا به عزم رسیدن راه نیافتی ، رسیدنی در کار نیست،

یادت باشد همواره قدم اول، آخرین قدم نیست.

تا عشق را نبخشی، موهبت عاشقی فهمیدنی نیست

تا درک این موهبت ، چقدر فاصله از سخاوت قلبت باقی است؟

تا تاریکی را درک نکنی ، رویای نور مسحور کننده نیست

رسیدن به عمق آرامش در پس عبور از نا آرامی است

تا چشم هایت را بسته ای ، نور دیدنی نیست

در تاریکی مطلق یافتن امید امکان پذیر نیست

تا خورشید را نخواهی ، آسمان دور است

اولین گام بلند نزدیک شدن به هدف در شوق خواستن است

تا قادری دلی را شاد کنی ، زندگی ات ارزشمند است

ارزش واقعی زندگیت چقدر است؟

تا وقتی دلی برایت نگران است، عشق بیدار است

عمق عشق بیدار در قلبت چقدر است؟

تا وقتی خدا برایت نگران است راه بازگشتت باز است

ساده ترین راه درک نگرانی اش، به یاد آوردن خاطره آخرین باری است که

 بی اختیار صدایش کردی

تا وقتی قادری امید به دیگری هدیه بدهی، حضورت در زندگی موجه است

فایده حضورت در زندگی چقدر است؟

تا وقتی خودت را گم نکرده ای ، زندگی سودمند است

گشتن برای یافتن گمشده های دیگر، تا وقتی خودت را نیافته ای بیهوده است

تا وقتی خدا را ببینی خوشبختی تمام عیار است

ریشه احساس بدبختی در فراموش کردن خوشبختی حضور خداست

تا وقتی پشتت به خدا گرم است، تمام هراس های دنیا خنده دار و میان تهی است

یکایک ترس هایت نشانه بارز غفلت از پشتیبانی بی نظیر اوست

تا وقتی حضور خدا برایت ملموس است آغوش خدا برایت باز است

پس جستن جایی امن تر از آغوش او چه کودکانه است

تا وقتی از زندگی ناامیدی، رسیدن به آرزوهایت یک توهم است

امیدواری شاه کلید تبدیل رویاها به حقیقت است

تا وقتی انتظار بدشانسی را می کشی، خوشبختی محال است

چرا که عاقبت دیر یا زود همه انتظارات ما به پاسخ می رسند

تا از خودخواهی عبور نکنی ، عشق واقعی فهمیدنی نیست

اگر مشتاق چشیدن طعم واقعی عشقی

از خود گذشتن مقدمه ضروری درک عشق است

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایمیل و آیدی بچه ها

تاریخ:سه شنبه 26 مرداد 1389-02:23 ق.ظ

سلام بچه ها

من میبینم میاین نظر میدین پست میذارین ولی امکان درخواست برای عضویت ازتون وجود نداره لطفا برای عضویت به

AHNIKPEY@YMAIL.COM

پی ام بدین یا میل بزنین در آینده ی نزدیک همین یکی دو هفته صفحه ی شخصی برای هرکدومتون ایجاد میکنم که اونم منوط به استقبال شما از وبلاگه هرچقد بیشتر منم بیشتر تلاش میکنم.

بچه هاآیدی خیلیاتون اینجا نیست و اگرهم بخواین میتونه نباشه اما برای ارتباط با وبلاگ ضروری بنظر میاد.

اگه کسی هم سوالی داره بگه

متشکر ممنون



نوع مطلب : پیرامون وبلاگ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی تو غمگینم

نویسنده :شادمان .....
تاریخ:دوشنبه 25 مرداد 1389-07:35 ب.ظ

سلام بچه ها من اومدم.یه سلام گرم میکنم به سعید عزیزم.
منم دلم واست تنگ شده.تو که به ما لطف داری ولی حرفایه من همچین با ارزش نیست که تو میگی.
دلم واسه دانشگاه تنگ شده البته نه زیاد

این شعرم تقدیم به تو دوست عزیز

      نبینمت ابریو بارونیم             نباشی من تو دنیازندونیم  نبینمت شبام پر از غم میشه   هوایه تازه از خونه کم میشه
اصلا میشه پیش نگاهم بمونی    نذار که ابری بشه این آسمون
اگه ترانه ای میخونم برات    زندگی میکنم آخه با صدات

از خاطرات گفتی یاد روزه آخر افتادم که این شعرو گفتی:     درس خواندم که نمره الف شوم

                                                                               ولی به ما نارو زدن   علف شدم

حالا امیدوارم مشروط نشده باشی
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امکانات جدید

تاریخ:دوشنبه 25 مرداد 1389-04:28 ق.ظ

سلام
یه امکان جدید واسه وبلاگمون راه انداختم اونم تغییر زبانه الان شما میتونید به دوستانتون با زبان های دیگه هم بگید این وبلاگ ماست دیدن کنید
خوش باشید


نوع مطلب : پیرامون وبلاگ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در حوالی بساط شیطان

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:دوشنبه 25 مرداد 1389-12:25 ق.ظ

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم. نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.
از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد كه لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یك بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قدرت رویاهای بزرگ

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:دوشنبه 25 مرداد 1389-12:19 ق.ظ

سدر کار برنامه ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد . باید با موفق های روزگار و دوران گذشته خود آشنا شوید . باید با زندگی کسانی آشنا شوید که رویای آنچه را که ارزشمند است به دنیای ما ارزانی داشته است ؛ به من و شما امکان داده است تا استعداد های خود را بروز دهیم .

بقیه در ادامه مطلب......

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شادمان و کارهاش

تاریخ:شنبه 23 مرداد 1389-05:25 ق.ظ

سلام

شادمان جون میخواد بیاد ببینه بچه ها به چی علاقه دارن پستای قبلیمونو جدید دسته بندی کنه اما من یه دسته بندی کردم تا شادمان یه حالی بهش بده بچه ها یه خدا قوت بهش بگین که همه رو باس بخونه ودسته بندی کنه

شادمان جون خداقوت



نوع مطلب : پیرامون وبلاگ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عایشه: چهره‌ی یک زن افغان

تاریخ:جمعه 22 مرداد 1389-09:07 ق.ظ


فرانک مجیدی: پیش از این در این وبلاگ، پست‌هایی با عناوین «عکس‌هایی که جهان را تکان دادند» نگاشته شده. باور دارم عکس روی جلد این هفته‌ی تایم، می‌تواند یکی از همان عکس‌ها گردد. این عکس از آن عایشه، زن خجالتی و ۱۸ ساله‌ی افغانی است. عایشه ازدواج ناموفقی در سنین کودکی داشته و توسط خانواده‌ی همسرش آزار می‌دیده، او از خانه‌ی شوهر فرار می‌کند اما دادگاه(!) طالبان رای به بریدن بینی و گوش‌های او در قبال گناه بزرگش بخاطر نجات جان بی‌ارزش زنانه‌اش می‌دهد! برادر شوهر عایشه او را محکم نگاه می‌دارد، شوهرش ابتدا گوش‌ها و سپس بینی او را می‌برد. حالا عایشه این‌طور زندگی می‌کند، این صورت کنونی زنی ۱۸ ساله است. می‌بینید، بدون آرایش هم سخت زیباست!



ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تغییرات جدید در وبلاگ بچه های مدیریت

تاریخ:جمعه 22 مرداد 1389-12:24 ق.ظ

سلام دوباره
یک میخوام یه صفحه برای آیدی هامون درست کنم ببینیم کی آنلاینه کی نیست بنابراین شما لطف کنین آیدیهاتونو برام بفرستین به همراه نوع قیافه ای که دوست دارین ازتون نشون داده بشه برای انتخابشم برین توصفحات جانبی دنبال وضعیت در یاهو بگردین سطرو ستونشو بگین انجام بدیم موفق باشین راستی نمونشم گذاشتم توسمت راست پایین مال خودمه

ویک سری شکلکم واستون گذاشتم که وبلاگو گرافیکی کنیم و خوشکلتر اما متاسفانه باید از الان تذکر بدم همشو باید تو ادامه ی مطلب استفاده کنین تا وبلاگ سریع بیاد بالا


نوع مطلب : پیرامون وبلاگ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اقتصاد گاوی

تاریخ:پنجشنبه 21 مرداد 1389-04:52 ب.ظ

اقتصاد مرسوم:
 دو تا گاو ماده دارین.... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین...به
 تعداد  گاوهای گله شما افزوده میشه و  اقتصاد رشد می كنه...پول براتون
 همینطور سرازیر  میشه و می تونین به بازنشستگی و  استراحت بپردازین ...



 


ادامه مطلب

نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

5

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-01:57 ق.ظ


5. دانشجوهای بهترین دانشگاههای دنیا چه می کنند که ما نمی کنیم؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo
صندلی داغ





Powered by WebGozar




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات