تبلیغات
بچه های مدیریت دانشگاه گیلان - سکوت

تبادل دانسته ها بین دانشجویان مدیریت دانشگاه گیلان

سکوت

تاریخ:دوشنبه 15 شهریور 1389-02:50 ق.ظ

سکوت یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف،

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست. بعضی وقت ها، سرشار از خجالت گفته هاست.

سکوت آرام کتابخانه، یعنی رعد غرش نهفته تمام حرفهای فشرده عالم.

سکوت محکوم بی کناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوت عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمت عشق.

سکوت یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالایی قلب مادر در تنهایی محض.

در سکوت شاهد، یعنی شهادت دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

سکوت مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

سکوت در خود گریه دارد ولی گریه با خود سکوتی ندارد.


و موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده موزون.

سکوت وداع واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you get taller with yoga?
یکشنبه 12 شهریور 1396 05:49 ق.ظ
Hi, Neat post. There's a problem with your web
site in internet explorer, could check this? IE nonetheless
is the marketplace chief and a huge component to folks will pass
over your great writing due to this problem.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 12:49 ق.ظ
Having read this I thought it was rather informative.
I appreciate you spending some time and effort to put
this content together. I once again find myself personally spending a lot
of time both reading and commenting. But so what, it was still
worth it!
foro0o0o0o0o0ogh
جمعه 2 مهر 1389 11:47 ب.ظ
berid tu nazaraye hamon dastoramalaye shirazi khahid did aghaye ghaseemali
قاسمعلی
یکشنبه 28 شهریور 1389 03:04 ب.ظ
من کی به شما توهین کردم خانومه فروغ
foro0oo0gh
شنبه 20 شهریور 1389 11:22 ب.ظ
fateme boro toye nazarat dastorolamalhaye shirazi bebin hamin ghasemali che tohini be man karde. ama man dg javabesho nadadamo peygire mozo nashodam in harfaro bayad nadid grft.bikhiyal
foro0oo0gh
شنبه 20 شهریور 1389 11:07 ب.ظ
اهای غلط گیر اگه بچه های مدیریت بی جنبه بودن زودتر از اینا باهات برخورد میکردن. پس ما موندیم ببینیم خودت چیکار میکنی که دیدیم نخیییییییییییر بدترش کردی. دوست ما رو هم رنجوندی.ازش عذر خواهی کن
پوریا
شنبه 20 شهریور 1389 04:46 ب.ظ
عزیزان ما تو قسمت سانسور. منظورم جناب آقای شادمانه. عزیز لطف کن این نظراتو پاک کن تا اینقدر به هم نپرن.
زهره
جمعه 19 شهریور 1389 09:44 ق.ظ
غلط گیر جان هدف دوستیه نه دشمنی.بهتره کارو به جدل نکشونید.
جمعه 19 شهریور 1389 03:03 ق.ظ
مثل اینکه شما دو نفر رفیق گرمابه و گلستان هم هستین.چرا تو "وبلاگ" به هم میپرین؟
خودتون حلش کنین
فاطمه
جمعه 19 شهریور 1389 01:26 ق.ظ
سلام دوستم اس داد گفت برو ببین تو وبلاگتون چه خبر مجبور شدم بیام ببین غلط گیرخان تمومش کن هر چی شما بگی قبول اصلا من بی جنبه بی شخصیت فقط تمومش کن خواهش میکنم قبلا هم گفتم وبلاگ جای این حرفای خاله زنکی نیست از طرفه دوستم(هم اتاقی)معذرت میخام.
غلط گیر
جمعه 19 شهریور 1389 01:23 ق.ظ
ادمی که به خاطر یه چیز کوچیک می ره هون بهتر که برنگرده! این فاطمه خانم شما سیب زمینی بی رگ بود!فکر هم نکنم به خاطر حرف من رفته بود اگه این طور بود که تا الان باید 1000 بار ترک تحصیل می کرد...
هم اتاقی
پنجشنبه 18 شهریور 1389 11:39 ب.ظ
غلط گیر فاطمه که فراری دادی گفت دیگه نمیام بازم دست از سرش بر نمیداری
یه نگاه به خودت بنداز یه نگاه به فاطمه میفهمی بی جنبه و بی شخصیت خودتی نه فاطمه ی ما
غلط گیر
پنجشنبه 18 شهریور 1389 11:19 ب.ظ
سلام به همه ی بچه های بی جنبه ی مدیریت ! من اگه اومدم غلط های شما ها رو بگیرم فقط به عنوان شوخی بود ولی مثل این که شما ها خیلی بی جنبه تر از این حرفایید! اون فاطمه که کارش از بی جنبه ای گذشته به بی شخصیتی رسیده... واقعا که... اصلا همه نظرام رو پاک کنید
saeid
پنجشنبه 18 شهریور 1389 09:12 ب.ظ
غلط گیر دیگه بسه ،چرا توهین میکنی؟
شورش رو در آووردی.فکر میکنی کار داره حذف نظرت.نظر میدی دمت گرم ولی اینکه وضعش نیست.
foro0oo0gh
پنجشنبه 18 شهریور 1389 02:37 ق.ظ
چه ادمای بیکاری پیدا میشن!!!!! متن قشنگی بود .ممنون.دوستان از این به بعد ماها نباید جواب اینایی که با اسم مستعار میان رو جواب بدیم.الکی هم اعصاب خودتون رو خورد نکنید
فاطمه
چهارشنبه 17 شهریور 1389 11:49 ق.ظ
من دلم میخاد این طور بنویسم.لطف کن دست از سرم بردار .
کار و زندگی نداری غلط املایی میگیری دفعه ی قبلم نظر داده بودی میبینی که نظرت واسم هیچ اهمیتی نداشت اگه طرفای شما گرسنشون میشه حروف الفبا میخورن به اشخاص دیگه نسبت ندید.
پوریا
چهارشنبه 17 شهریور 1389 12:44 ق.ظ
مستر غلط گیر، شما کاره دیگه ای نداری؟
غلط گیر
چهارشنبه 17 شهریور 1389 12:36 ق.ظ
خانوم اقاجانی انگارتو ادبیات شما الف و واو تعریف نشدست.واقعا اینقدر سخته نوشتنش؟ یا شایدم گشنتون باشه و میخورینش
فاطمه
دوشنبه 15 شهریور 1389 06:23 ب.ظ
اقای پسندیده خاهش میکنم اما من هم به هیچ وجه دلم نمیخاد ادامه بدم متن اخرمم واسه نشون دادن پایان اون جریانات گذاشتم .
متن سکوتتون زیبا بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
صندلی داغ





Powered by WebGozar