تبلیغات
بچه های مدیریت دانشگاه گیلان - احتمالا استاد یاکیده فرموده اند

تبادل دانسته ها بین دانشجویان مدیریت دانشگاه گیلان

احتمالا استاد یاکیده فرموده اند

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1389-01:56 ق.ظ

سلام بچه های گل من خواستم وارد وبلاگتون بشم اما نشد کمتر می تونم کمکی به شما بکنم چون خودم حسابی کار دارم.اما اینکه فرموده اند باید از دانشگاه مدیر بیرون اومد تا سر کار رفت پس با نشستن و درسای این دانشگاهو پاس کردن مدیر نمیشه شد اصل در خلاقیت و حرکت رو به جلوی ماست حرف درست اما خطرناکی است چون ممکن برخی از برداشتها از اون به شدت گمراه کننده باشه .من چند تا سوال مطرح می کنم بیاید روش بحث کنیم.
1.چه چیزی از دانشگاه آموخته اید که می خواهید به کار ببرید؟
2. دانش شما در کدام زمینه به اندازه ای است که بتوانید در عمل موثرباشید؟
3.آیا برای عملیاتی کردن دانش باید به میدان عمل رفت یا دانش تئوریک را به سطح قابل کاربرد ارتقاء داد؟
4. جه جوری میشه از دانشگاه مدیر بیرون اومد
5. دانشجوهای بهترین دانشگاههای دنیا چه می کنند که ما نمی کنیم؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:32 ب.ظ
Hi, this weekend is good designed for me, because this occasion i am reading this enormous educational paragraph here at my residence.
دوشنبه 18 مرداد 1389 11:27 ب.ظ
با سلام احتمالا نه قطعا یاکیدهستم از پاسخت ممنونم اما به سوالات من پاسخ ندادی با بی نظمی نمی تونیم به نتیجه ای برسیم کاشکی بقیه دوستان هم مشارکت کنند اما موقتا با این قسمت از حرفات شدیدا موافقم" حتی اگه استاد مطالب غلط هم به خردمون بده شاید اصلا متوجه هم نشیم " چون عادت نکردیم بپرسیم چرا ؟ میکه ضرب می کینم می گیم چشم و میدونی این چقدر خطرناکه ؟ نه به خاطر اینکه مطلب درس اشتباه می شه به خاطر اینکه ذهنمون رو به جای اینکه ساختار پیداکنه که حرف با دلیل بپذیره عادت میکنه هر مزخرفی رو بپذیره چون یه مرجع گفته حالا یا کتاب یا معلم یا خر دیگه ای تنها مرجع قابل اطمینان استدلال و عقلانیته اما یاد می گیریم که بش رجوع نکنیم چون تربیتش سخته ااین بود انشای من در مورد ریشه های عقب ماندگی!
عبدالجبار
دوشنبه 18 مرداد 1389 10:01 ق.ظ
سوالات جالبیه. اول می‌خوام از خودمون شروع كنم. به آمار وبلاگ یه نگاه بنداز هروقت یه مبحثی به غیر از مباحث رشتمون تو وبلاگ میذاریم مشاركت بچه‌ها بیشتره! یا تو كلاس، یادته استاد ولی‌پور چه جوری بچه‌ها رو مجبور می‌كرد كه ازش سوال بپرسن.اینها نمونه‌هایی است از تفاوت ما با دانشجویان دانشگاه‌های دیگه یعنی اینكه تو كارمون جدی نیستیم، علاقه‌ای به كارمون نداریم، از روی اجبار كارامون انجام میدیم یا صرفاً میخواهیم یه جوری وقتمون بگذره. حتی اگه استاد مطالب غلط هم به خردمون بده شاید اصلا متوجه هم نشیم چون قبل اومدن به كلاس هیچ علاقه‌ای به كسب اطلاع از موضوع مورد بحث نداریم بعضیامون هم بین خواب و بیداری به سر می‌بریم. با همه این اوصاف حداقل در مورد خودم مطمئنم همین روال فوق را در ترم‌های آینده نیز دوباره ادامه میدم. اكثرمون به این نوع تنبلی عادت كرده‌ایم بنابراین با این شرایط ، اینكه چه جوری میشه از دانشگاه مدیر بیرون اومد به نظر من بحث بی‌فایده‌ای است چون در عمل كار و دغدغه و هدف هممون در نهایت به همون پاس كردن دروس ختم میشه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
صندلی داغ





Powered by WebGozar