تبلیغات
بچه های مدیریت دانشگاه گیلان

تبادل دانسته ها بین دانشجویان مدیریت دانشگاه گیلان

صندلی داغ

تاریخ:پنجشنبه 3 شهریور 1390-02:11 ب.ظ


مژده

بازگشت صندلی داغ
فیلمی از بچه های مدیریت دانشگاه گیلان
مژده



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلامی دوباره

نویسنده :مرضیه سمندری
تاریخ:پنجشنبه 10 آذر 1390-08:51 ب.ظ

سلام بچه ها دلم خیلی برای همتون تنگ شده. اما راستشو بخواین حرفی برای گفتن نداشتم. این دفعه دلو زدم به دریا. گفتم شاید با همه ی بی حرفی ها هنوزم منو به عنوان یه همکلاسی بدونین. منتظر نظراتتون هستم. خیلی دوستون دارم همکلاسی ها.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

salam

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:سه شنبه 5 مهر 1390-07:51 ب.ظ

salam man nemidonam chikar konam inja baz mesle ghabl she vaghean nemidonam chikar konam ta zoghe ghableyiie bacheha ro bargardonam khodam alan to sharayete badi hastam ama ba in hal baz miyamo inaj sar mizanamo montazre postatonam ama baz inja ro mesle hamishe bi ronagh mibinam lotan tashrif biyarain



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باز سلام

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:چهارشنبه 30 شهریور 1390-10:17 ب.ظ

لطفا اون دوستان عزیزی که لطف می کنن و نظر می زارن اسم شریفشونم بزارن که بدونیم در خدمت کدوم یک از عزیزانیم

ممنون



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بدین

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:چهارشنبه 30 شهریور 1390-08:25 ب.ظ

سلام

واقعا واس خودمون متاسفم که بچه های کلاس یه جو.................................ندارن یخیال ما انقد خودمونو کشتیم هیچکی به خودش زحمت نداد عضو شه یه یه پست بزاره



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلام

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:یکشنبه 30 مرداد 1390-10:13 ب.ظ

سلام بچه ها قراره دیگه بیان وبلاگو فعالیت کنین دیگه تنبلی بسه 2 ماه تابستونو خوردین استراحت کردین گشتین حالا کم کم پاشین. ما منتظرتون هستیم بیاین عضو شین


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

salam

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:یکشنبه 30 مرداد 1390-10:11 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خواهش از دوستان

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:پنجشنبه 27 مرداد 1390-09:34 ب.ظ

سلام به همه بچه های مدیریت بازرگانی 88 البته اگه کسی مونده باشه.

اول خطاب به جناب آقای نیک پی:

بنده این پستارو که گذاشتم منطوری نداشتم که شما منم تو قسمت مدیریت وبلاگ آوردین ممنون اما من منطورم این بود که شما بیاین و فعالیت بیشتری داشته باشین تا شاید بقیه هم بیان اخه اینجا که کسی به حرف من گوش نمی ده تازه شما رو بچه ها میشناسن میتونین اونارو باز به وبلاگ برگردونین.

اما خطاب به بچه های کلاس که حسابی دلم ازشون پره اما چه میشه کرد.:

خانما آقایون ناسلامتی شماها مدیرای آینده ی این مملکتینا وقتی یه دانشجوی مدیریت دانشگاه گیلان نمیتونه کلاس خودشو که یه جامعه ی کوچیکه هماهنگ کنار هم قرار بده چطور در آینده می خواد یه جامعه رو اداره کنه اخه خداییش این چه وضعه وبلاگه؟؟؟

یکی از دوستان گفتن که همه ی بچه ها به اینترنت دسترسی ندارن که قبول همه ندارن اما 50 درصد که دارن چطور پارسال همه بودنو امسال دیگه کسی نیست؟؟؟؟

خب شماها مدیریتی هستین لااقل ماهی یه بار که میتونین سر بزنین برای به دست آوردن اطلاعاتو اخبار علمی مدیریتی اینترنت نمی یان که یه سرم اینجا بزنین؟

همه از هم دور شدین قبلنا کلاس خیلی صمیمی بود ادم روحیش شاد میشد اما الان طوری شده که من به شخصه از کلاسم خسته شدم انگار همه با هم پدرکتگی دارن دخترا از پسرا پسرا از دخترا فراری اینورم خودشونم بین خودشون درگیر بچه ها بیایین از دوباره باهم باشم که بعد ها که دانشگاه تموم شد نشیم مثل اونایی که حسرت روزای از دست رفته رو میخورن باید الان که هستیم همه با هم باشیم شاد باشیم به هم کمک کنیمو خوش بگذرونیم.ما امسال حتی یه اردو هم نرفتیم واقعا جای تاسف داره.

به هر حال ابجی گل من داداش گل من بیا دوباره با هم گروه مدیریت 88 رو زنده کنیمو سرحال.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داغ داغ داغ (این همون مطلبست که گفتما)

تاریخ:دوشنبه 17 مرداد 1390-07:25 ق.ظ

سلام به همه
اگه اجازه بدین سریع بریم سر اصل مطلب:
بیاین هرچی میتونیم در مورد معرفی رشته ی مدیریت و رشته بازرگانی و دانشکده ی انسانی ودانشگاه گیلان بنویسیم به یه جمع بندی برسیم
لا اقل یه سودی به بچه هایی که می خوان بیان اینجا میرسونیم ...
خانوما آقایون بد میگم بگین بد میگی
ها آستینا بالا زده آماده برای حمله
خودتونو بذارین جای یه پشت کنکوری چه سوالایی به ذهنتون میاد از همدیگه میپرسیم براش جواب پیدا میکنیم و اینقد از نوشته ها اشکال بگیریم که دیگه غلطی نداشته باشه پایه این؟ بسم الله
ما دو نفرم بشیم این کارو میکنیم یعنی اگه فقط خانوم حسینیم باشه ما این کارو میکنیم ولی تعداد هرچی بیشتر کار کاملتر
کسیم عضو نیس بگه عضوش کنیم بیاد کار کنیم
تو -----شرکت تو پروژه------- که این پایینه میتونیم کارو شروع کنیم



داغ کن - کلوب دات کام
شرکت تو پروژه() 

یه گپ خودمونی

تاریخ:چهارشنبه 12 مرداد 1390-07:24 ق.ظ

سلام بر همه
طاعات و عباداتتون قبول
من تو این چند وقته درگیر طراحی چندتا سایت و برنامه ام با عرض پوزش سرم بد شلوغه
من وبلاگو آزاد گذاشتم که شما خودتون بنویسین و نظر بدین من اگه نباشمم وبلاگ کار میکنه
 مگه نه؟ پس این که سوتو کوره همش ...تقصیر من نیست
یه سوال از خانوم حسینی: چرا خودت این وبلاگو  تغییر نمیدی که من باید بیام و تغییرش بدم؟خوب من که تمام امکانات ایجاد تغییر وبلاگو به شما هم دادم ,ندادم؟
من مدیروبلاگ نیسنم طراحشم ایده ی این وبلاگ به صورت گروهی وامکانات وطراحیش که چی کجا باشه مال من بود درخواستشم از تک تک شما که اصلا یادم نمیاد چی رو کی می خواست!!!
و اگه این مدیریته خودتم امکان مدیریت این وبلاگو داری
خوب چه کنیم خانوم حسینی مشکل چیه؟
یه نفری گفت که آبی از اینا گرم نمیشه یا عضو نیست که افتخار بده عضوش کنیم بیاد جای ما که کار نمیکنیم کار کنه
یا عضوه که بگه طراحی و پشتیبانی رو بهش کامل بدم ما آماده ایم
ما خوشمون میاد اینجا دوباره شلوغ پلوغ بشه پس هرکاری لازمه می کنیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دعوت

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:پنجشنبه 16 تیر 1390-09:29 ب.ظ

بچه ها ما رشتمون مدیریته اما هنوز مدیریت خودمونو زندگی خودمون و مدیریت گروه بازرگانی 88 رو نداریم چطور میخوایم تو یک جامعه یک مدیر موفق باشیم؟؟
وقتی نمیتونیم یه جامعه ی کوچیک کلاسو اداره کنیم ایندمون چی میشه؟
بچه ها همه از هم خیلی دور شدیم یه مدیر باید بتونه با اطرافینش دوستانش همکلاسیاش دوست باشه تحد باشه اما چرا همه بچه ها ی کلاس انقدر از هم فاصه گرفتن؟
ای کاش می شد مام یه کلاس صمیمی و متحد داشتیم که بعدها که درسمون تموم شد یه خاطره ی خوب ازش داشته باشیمو یاد دوران دانشجویی دانشگاه گیلان همیشه خوشحالمون کنه
متاسفانه الان برخی دخترانو پسران همو میبینن واس هم تاخچه بالاسر میزارن بابا همه با هم عین خواهرو برادر باید دوست باشیم نه دشمن!!
بچه ها بیاین دوباره برگردیم به کلاس مدیریت بازرگانی 88




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گله از بچه ها

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:پنجشنبه 16 تیر 1390-09:17 ب.ظ

سلام به بچه های تنبل مدیریت دانشگاه گیلان
بابا ابرومون رفت این چه وضع وبلاگه مدیر وبلاگ کجاست ؟؟؟؟
 امتحانا تموم شده نمراتم تثبیت شده دیگه بسه غمو غصه ی نمرات پاشین یه دستی برسونین به وبلاگ من وقت ندارم بیرون نت کلی برنامه دارم اینجام چند تا وبلاگ دارم باز میام سر میزنم خب تنهایی که نمیتونم واس خودم اینجا صحبت کنم لطفا بیاینو اینجارو از نو بسازین
اقای نیک پی مدیر وبلاگ لطفا بیاینو وبلاگو از این زمستونش تو وسط تابستون نجات بدین.

ممنون


دنبالک ها: مدیریت دانشگاه گیلان  وبلاک شخصی  وبلاگ شخصی سمیه حسینی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مدرسه ی عشق....

تاریخ:دوشنبه 26 اردیبهشت 1390-12:49 ب.ظ

 

درمجالی که برایم باقی ست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده

مهر تدریس کنند

و بگویند خدا

خالق زیبایی

و سراینده عشق

آفریننده ماست

مهربانیست که ما را به نکویی

دانایی

زیبایی

و به خود می خواند

جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ

دوزخی دارد- به گمانم –

کوچک و بعید

در پی سودایی ست

که ببخشد ما را

و بفهماندمان

ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست

در مجالی که برایم باقی ست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و ریاضی را با شعر

دین را با عرفان

همه را با تشویق تدریس کنند

لای انگشت کسی

قلمی نگذارند

و نخوانند کسی را حیوان

و نگویند کسی را کودن

و معلم هر روز

روح را حاضر و غایب بکند

و به جز از ایمانش

هیچ کس چیزی را نباید حفظ بکند

مغزها پر نشود چون انبار

قلب ها خالی نشود از احساس

درس هایی بدهند

که به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند

از کتاب تاریخ

جنگ را بردارند

در کلاس انشا

هر کسی حرف دلش را بزند

غیر ممکن ها را از خاطره ها محو کنند

تا ، کسی بعد از این

باز همواره نگوید: " هرگز"

و به آسانی همرنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاییز تعلیم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه

و عبادت را در خدمت خلق

کار را در ، کندو

و طبیعت را در جنگل و دشت

مشق شب این باشد

که شبی چندین بار

همه تکرار کنیم :

عدل

آزادی

قانون

شادی...

امتحانی بشود

که بسنجد ما را

تا بفهمند چقدر

عاشق و آگه و آدم شده ایم

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

که در آن آخر وقت

به زبانی ساده

شعر تدریس کنند

و بگویند که تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما

 

                                                    

                                                         مجتبی کاشانی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بنظر شما چی میشه؟

تاریخ:چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-06:21 ب.ظ

مژده


بزودی راه اندازی میشود

سلام قراره اینجا یه پست ثابت باشه پست ثابت پستیه که تغییر مکان نمیده حدس میزنین قراره چی اینجا بزاریم

مژده





داغ کن - کلوب دات کام
من حدس میزنم که ...() 

شکست چیست؟

نویسنده :سمیه حسینی
تاریخ:یکشنبه 7 فروردین 1390-07:55 ب.ظ

شکست را چگونه تعریف می کنند؟
گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای! گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.
گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای. گفت نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.
گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی. گفت نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت نداشته ام.
گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی. گفت نه! شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی گفت نه! شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.
گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کردی. گفت نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.
گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی! گفت نه! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
صندلی داغ





Powered by WebGozar